دوشنبه 11 خرداد 1405 - Mon 01 Jun 2026
  • جشن قهرمانی آرسنال با حضور جمعیتی عظیم / عکس

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است + عکس

  • کریس مورفی: تنگه هرمز بسته خواهد ماند

  • بیانیه نمایندگان مجلس

  • ساعت دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران و مالی

  • تداوم جنایات در لبنان برای ایران قابل تحمل نیست

  • اسکورت ایر فورس وان توسط بمب‌افکن‌های هسته‌ای / فیلم

  • جزئیات آخرین پیشنهاد ارسالی آمریکا به ایران

  • دست یابی هکرهای ایرانی به حساب اینستاگرام جان اف. بنتیوگنا

  • هدف ما اتصال مستقیم «خانه به بازار» است

  • جشن تولد اسطوره فوتبال ایران در لس آنجلس /فیلم

  • عبور ۱۵ فروند کشتی با مجوز س‍‍پاه از تنگه هرمز

  • مناظر شگفت‌انگیز از پارک ملی یلواستون / عکس

  • ۴۰۰ سهمیه حج ایران چطور سوخت؟

  • انهدام شبکه بزرگ قاچاق سوخت در اصفهان+ فیلم

  • طوفان و دیواری از گرد و خاک هاربین چین / فیلم

  • اطلاعی درباره توقیف نفتکش توسط فرانسه نداریم

  • حادثه تیراندازی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین

  • تروریست‌های موساد به جان هم افتادند

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 426273
    تاریخ انتشار: 11/خرداد/1405 - 13:54

    رونمایی از پیام ویژه قالیباف برای آمریکایی قبل از امضای توافق / آیا ایران حاضر به دادن امتیاز ویژه به ترامپ است؟+عکس

    پیام قالیباف، بازتابی از «بازدارندگی فعال» ایران است به این صورت که موشک‌ها و پهپادها حرف اول و آخر را می‌زنند و دیپلماسی صرفاً نقش «ابلاغ» و «تفهیم» را دارد.

    رونمایی از پیام ویژه قالیباف برای آمریکایی قبل از امضای توافق /  آیا ایران حاضر به دادن امتیاز ویژه به ترامپ است؟+عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    پایگاه خبری آکسیوس اخیرا و در گزارشی، به نقل از مقامات آمریکایی مدعی شد که ایالات متحده از ایران درباره مواد هسته‌ای «تعهدات شفاهی» دریافت کرده است.

    این ادعا در حالی مطرح می‌شود که مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن با میانجی‌گری قطر و پاکستان برای دستیابی به توافق آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد.

    همزمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و عضو هیئت مذاکره‌کننده ایران، در پیامی سه‌بندی، موضع صریح تهران را در قبال مذاکرات اعلام کرد:

    «ما امتیازات را نه با گفت‌وگو، بلکه با موشک‌ها می‌گیریم؛ در مذاکره فقط آنها را تفهیم می‌کنیم. اعتمادی به تضمین‌ها و حرف‌ها نداریم، فقط رفتارها معیار است. پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.»

    مهم‌ترین گزاره‌های این تحولات عبارتند از:

    ۱- سقوط آزاد خواسته‌های واشنگتن: آمریکایی‌ها که پیش از جنگ شعار «هیچ تأسیسات هسته‌ای و موشکی نباید در ایران باقی بماند» سر می‌دادند، اکنون به «تعهدات شفاهی» درباره مواد هسته‌ای رضایت داده‌اند. این عقب‌نشینی بی‌سابقه در تاریخ دیپلماسی آمریکا، ابعاد فاجعه‌بار شکست راهبردی واشنگتن را نشان می‌دهد.

    ۲- پیام صریح قالیباف؛ سه خط قرمز غیرقابل انکار: رئیس مجلس ایران با سه بند مشخص، چارچوب مذاکرات را تعیین کرده است: امتیازات با موشک گرفته می‌شود (نه با گفت‌وگو)؛ اعتماد به حرف نیست، رفتار معیار است؛ پیروزی در توافق یعنی آمادگی بهتر برای جنگ فردا. این اصول، مبنای هرگونه مذاکره آتی را تعیین می‌کند.

    ۳- تفاوت اساسی با برجام؛ از توافق بلندمدت تا آتش‌بس موقتی: برخلاف برجام که توافقی ۱۰ تا ۱۵ ساله و همراه با قطعنامه شورای امنیت بود، توافق کنونی (در صورت نهایی شدن) صرفاً یک «آتش‌بس موقتی» با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی بخشی از دارایی‌ها است. برنامه هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و نقش منطقه‌ای ایران کماکان به قوت خود باقی است.

    ۴-تعهد شفاهی، نماد کامل فروپاشی قدرت آمریکا: دولتی که با وعده «تغییر رژیم در ایران ظرف چند روز» پا به جنگ گذاشت، اکنون به درخواست «قول شفاهی» درباره مواد هسته‌ای بسنده کرده است. این عقب‌نشینی بی‌سابقه نه تنها دستاوردی برای واشنگتن ندارد، بلکه سندی بر اثبات تاب‌آوری، بازدارندگی و ابتکار عمل ایران در میدان و میز مذاکره است.

    اصول سه‌گانه مذاکراتی ایران و پیامدهای آن بر نظم جدید منطقه

    تناقض راهبردی؛ ادعای «تعهد شفاهی» در برابر واقعیت «امتیاز با موشک» در حالی که رسانه‌های غربی از «تعهدات شفاهی» ایران درباره مواد هسته‌ای سخن می‌گویند، رئیس مجلس و هیئت مذاکره‌کننده ایران با صراحت تمام اعلام کرده است: «ما امتیازات را نه با گفت‌وگو، بلکه با موشک‌ها می‌گیریم؛ در مذاکره فقط آنها را تفهیم می‌کنیم.»

    این تناقض آشکار میان روایت آکسیوس و موضع رسمی ایران، ریشه در یک واقعیت بنیادی دارد: آمریکا پس از ۹۰ روز جنگ و صرف هزینه‌های سرسام‌آور و کاهش بیش از ۵۰ درصدی ذخایر راهبردی موشک‌های پاتریوت و تاد، هیچ برگ برنده‌ای روی میز ندارد.

    از منظر سیاسی «تعهد شفاهی» یک «سیگنال ضعیف» است که ارزش عملی و راهبردی ندارد. یک بازیگر عقلایی (آمریکا) می‌داند که چنین تعهدی به راحتی قابل نقض است و هیچ هزینه‌ای برای ایران در صورت عدم پایبندی نخواهد داشت. بنابراین، رضایت آمریکا به این سطح از تعهد، نشان‌دهنده «یأس مطلق» و «فقدان هرگونه اهرم فشار واقعی» بر ایران است.

    اما نکته مهم‌تر آن است که قالیباف با عبارت «در مذاکره فقط آنها را تفهیم می‌کنیم»، عملاً ارزش گفت‌وگوهای مستقیم بر سر امتیازات را نفی کرده و تأکید دارد که امتیازات قبلاً در میدان نبرد کسب شده‌اند.

    این موضع، بازتابی از «بازدارندگی فعال» ایران است به این صورت که موشک‌ها و پهپادها حرف اول و آخر را می‌زنند و دیپلماسی صرفاً نقش «ابلاغ» و «تفهیم» را دارد.

    همچنین اعتماد به رفتار، نه حرف؛ فروپاشی مشروعیت برجام در حافظه تاریخی ایران دومین بند پیام قالیباف («اعتمادی به تضمین‌ها و حرف‌ها نداریم، فقط رفتارها معیار است») ریشه در تجربه تلخ برجام دارد. ایران پس از امضای برجام و اجرای تعهدات خود (از جمله کاهش ۹۷ درصدی ذخایر اورانیوم غنی‌شده)، نه تنها شاهد لغو کامل تحریم‌ها نبود، بلکه با خروج یک‌جانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸ و اعمال «فشار حداکثری» مواجه شد. این تجربه، یک «درس راهبردی» ماندگار در سیاست خارجی ایران ایجاد کرده است.

    قالیباف در این‌باره گفته است:

    «هیچ اعتمادی به کاغذپاره‌ها و وعده‌های شفاهی آمریکا نداریم، مگر اینکه رفتارهای عملی و قابل راستی‌آزمایی آنها را ببینیم.»

    این موضع، رویکرد ایران در مذاکرات کنونی را به طور کامل تعیین کرده است، ایران پیش از هرگونه تعهدی (حتی تعهد شفاهی)، خواهان «رفتارهای عملی» از سوی آمریکا است که شامل آزادسازی بخش مشخصی از اموال بلوکه‌شده، توقف کامل محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقهو تعهد کتبی به عدم وضع تحریم‌های جدید است تا زمانی که این «رفتارها» محقق نشود، هیچ «حرفی» (چه کتبی و چه شفاهی) مورد قبول ایران واقع نخواهد شد.

    در همین چارچوب، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران تأکید کرده است که «هنوز اساس متن نهایی رسمی در مورد ۱۴ بند ادعایی رسانه‌ها را برای آمریکا ارسال نکرده است» و هرگونه ادعای توافق بر بندهای خاص، صرفاً یک «بیانیه یک‌طرفه» از سوی واشنگتن است.

    یکی دیگر از مولفه‌های مهم پیروزی در توافقی یعنی آمادگی بهتر برای جنگ است، معمای امنیت در نظم شکننده مهم‌ترین بند پیام قالیباف، یک اصل بنیادی در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل را بازتاب می‌دهد، قالیباف این راهبرد را در جمله «پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.» نشان داده است.

    این گزاره نه تنها نشان‌دهنده «بدبینی راهبردی» نسبت به حسن نیت دشمن است، بلکه یک استراتژی عملیاتی برای دوران پساتوافق تعریف می‌کند.

    به عبارت دیگر، توافق برای ایران یک «ابزار مدیریت بحران» است، نه «پایان مناقشه». ایران کاملاً آگاه است که آمریکا و اسرائیل از هر فرصتی برای بازسازی توان نظامی خود و طراحی سناریوهای جدید علیه تهران استفاده خواهند کرد.

    این رویکرد، ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که حتی در صورت امضای توافق، فرآیند بازسازی توانمندی‌های نظامی را تشدید کند. بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا (که توسط نیویورک تایمز فاش شد)، ایران حدود ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده و تأسیسات زیرزمینی موشکی (حدود ۹۰ درصد) به سرعت احیا شده‌اند.

    در چنین شرایطی، «آمادگی بهتر برای جنگ» به یک ضرورت وجودی تبدیل می‌شود. علاوه بر این، «آمادگی بهتر برای جنگ» فقط به توانمندی‌های نظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل بازسازی اقتصادی (با استفاده از اموال آزادشده)، تقویت محور مقاومت، و بازتعریف نظم امنیتی منطقه به نفع ایران نیز می‌گردد. به عبارت دیگر، ایران قصد دارد از فضای پساتوافق برای تبدیل شدن به یک «قدرت هژمون منطقه‌ای» با قابلیت بازدارندگی ترکیبی (نظامی، اقتصادی، نیابتی) استفاده کند.

    سقوط آزاد خواسته‌های واشنگتن؛ از «تغییر رژیم» تا «تعهد شفاهی»

    آمریکایی که پیش از جنگ، شعار «هیچ تأسیسات هسته‌ای و موشکی نباید در ایران باقی بماند» سر می‌داد و «تغییر رژیم ظرف چند روز» را تبلیغ می‌کرد، اکنون به «تعهدات شفاهی» درباره مواد هسته‌ای رضایت داده است.

    این عقب‌نشینی را نمی‌توان صرفاً یک «تغییر تاکتیک» تلقی کرد؛ بلکه یک شکست راهبردی کامل است، برای درک عمق این فاجعه، کافی است نگاهی به سیر تحول خواسته‌های آمریکا از آغاز جنگ تاکنون بیندازیم:

    *مرحله اول (پیش از جنگ) : تغییر رژیم، نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای، خلع سلاح موشکی، انحلال محور مقاومت.

    * مرحله دوم (اواسط جنگ) : توقف غنی‌سازی، کاهش ذخایر اورانیوم به سطح پیش از برجام، بازگشایی تنگه هرمز.

    * مرحله سوم (آستانه آتش‌بس) : تعلیق غنی‌سازی ۶۰ درصد، پذیرش نظارت آژانس، آزادی ناوبری در هرمز.

    * مرحله چهارم (مذاکرات اسلام‌آباد) : محدودیت‌های نمادین هسته‌ای، تعویض سانتریفیوژهای پیشرفته.

    *مرحله پنجم (ادعای آکسیوس) : تعهدات شفاهی درباره مواد هسته‌ای.

    این سیر نزولی، رکورد تاریخی در دیپلماسی آمریکا محسوب می‌شود. دولتی که با اتکا به بزرگ‌ترین ناوگان نظامی پس از جنگ جهانی دوم وارد میدان شد، اکنون با «دست خالی» پای میز مذاکره نشسته و برای خروج از باتلاق، به «قول شفاهی» روی آورده است.

    در مقابل، ایران هیچ امتیازی در حوزه هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای نداده و همچنان بر شروط کلیدی خود چون آزادسازی اموال، لغو تحریم‌ها، خروج نیروها و غرامت پافشاری می‌کند. تفاوت ماهوی با برجام؛ از توافق بلندمدت به آتش‌بس موقتی تحت تسلط ایران برخلاف برجام که توافقی جامع و بلندمدت (۱۰ تا ۱۵ ساله) با پشتوانه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بود، توافق احتمالی کنونی (در صورت نهایی شدن) صرفاً یک «آتش‌بس موقتی» با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی بخشی از دارایی‌ها است.

    این تفاوت ماهوی از چند جهت حائز اهمیت است:

    ۱. عدم پذیرش هرگونه محدودیت هسته‌ای: در برجام، ایران تعهد به محدودیت غنی‌سازی (۳.۶۷ درصد) و راستی‌آزمایی آژانس را پذیرفت. اما در توافق کنونی، هیچ تعهدی در مورد غنی‌سازی (سطح ۶۰ درصد) یا کاهش ذخایر ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم وجود ندارد.

    ۲. عدم پذیرش محدودیت موشکی: برخلاف خواسته‌های اولیه آمریکا (خلع سلاح موشکی)، هیچ بندی در توافق احتمالی به توانمندی‌های موشکی ایران اشاره ندارد. ایران نه تنها زرادخانه موشکی خود را حفظ کرده، بلکه در حال بازسازی و ارتقای آن است.

    ۳. تداوم نقش منطقه‌ای و محور مقاومت: هیچ تعهدی در مورد کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران یا تضعیف محور مقاومت وجود ندارد. حزب‌الله لبنان، مقاومت عراق و انصارالله یمن کماکان به قوت خود باقی هستند.

    ۴. مدت کوتاه توافق: حتی در صورت نهایی شدن، این توافق به احتمال زیاد شامل یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکرات بعدی خواهد بود و نه یک چارچوب پایدار. در چنین شرایطی، توافق احتمالی را باید یک «شکست کامل برای آمریکا و پیروزی مطلق برای ایران» تلقی کرد.

    ایران با اتکا به بازدارندگی نظامی و اقتصادی، موفق شده معادلات مذاکرات را به طور کامل به نفع خود تغییر دهد و آمریکا را در موقعیت «التقاط» قرار دهد.

    نتیجه‌گیری آن‌که تضاد میان گزارش آکسیوس (با ادعای تعهدات شفاهی ایران) و پیام سه‌بندی قالیباف (امتیازات با موشک، بی‌اعتمادی به حرف، پیروزی در آمادگی برای جنگ) یک واقعیت راهبردی را آشکار می‌کند که در آن آمریکا در جنگ و مذاکره دچار یک شکست فاحش شده و ایران با اتکا به بازدارندگی ترکیبی، موفق شده ابتکار عمل راهبردی را در دست بگیرد.

    در این خصوص، توجه به چند گزاره حائز اهمیت است از جمله آن‌که آمریکا با وعده «تغییر رژیم ظرف چند روز» پا به جنگ گذاشت، اما پس از ۸۰ روز جنگ تمام‌عیار، ناچار به پذیرش «هیچ امتیاز هسته‌ای و موشکی» از ایران شده است. سیر نزولی خواسته‌های واشنگتن (از نابودی کامل تا تعهد شفاهی) بزرگ‌ترین سند این شکست است.

    همچنین پیام قالیباف، چارچوب مذاکرات آتی را تعیین می‌کند که بر اساس آن اصول سه‌گانه «امتیازات با موشک، نه گفت‌وگو»، «اعتماد به رفتار، نه حرف» و «پیروزی در توافق یعنی آمادگی بهتر برای جنگ» به عنوان خطوط قرمز ایران تثبیت شده است. بدون تحقق رفتارهای عملی آمریکا (آزادسازی اموال، لغو تحریم‌ها، خروج نیروها و غرامت)، هیچ توافقی شکل نخواهد گرفت.

    همچنین تهران با حفظ ذخایر ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصد، زرادخانه موشکی و شبکه محور مقاومت، جایگاه خود را به عنوان «قدرت هژمون منطقه» تثبیت کرده است. کشورهای عربی خلیج فارس اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که امنیت آنها بدون مشارکت تهران قابل تضمین نیست.

    جنگ ایران و عقب‌نشینی آمریکا، نظم امنیتی ۵۰ ساله مبتنی بر هژمونی واشنگتن را در خلیج فارس متلاشی کرده است. ظهور نظم چندقطبی با محوریت ایران، روسیه و چین یک واقعیت غیرقابل انکار است. در مقابل، اتحاد استراتژیک غرب با بحران اعتبار و مشروعیت روبرو است.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما